گویند ابن فارض وقتى این شعر گفت:

و بما شاء بى هواک اختبرنى‏ / فاختیارى ما کان فیه رضاکا

یعنى بارالها بهرچه خواهى مرا آزمایش فرما که هر چه رضاى تو باشد من همان را مى‏پسندم، به حصر بول مبتلا شد، و فرمود وى را برداشتند و در کوچه‏ها مى‏گردانیدند او بدر هر مکتبخانه میرسید بکودکان مى‏گفت عم دروغگوى خود را دعا کنید.

توضیح:
هیچ وقت نباید دعا کرد خدایا هرطور می خواهی مرا امتحان کن و من از خودم مطمئن هستم که به هر بلا و مصیبتی دچارم کنی من راضی خواهم بود.
هیچ وقت هم نباید دعا کرد که خدایا مرا امتحان نکن! چون این خلاف ضرورت خلقت است. ما آفریده شده ایم که امتحان شویم.
بلکه باید دعا کرد که خدایا مرا در امتحان ها و آزمایش هایت توفیق عطا کن تا سربلند بیرون آیم.