
اسم اعظم در حقیقت اسم عینی است نه اسم کتبی فقط. توضیح بیشتر این عبارت این است که هر کلمه چهار صورت دارد؛
صورت کتبی: مثلا شما کلمه "دیوار" را در نظر بگیرید، وقتی می نویسید دیوار این کلمه به صورتی نوشته شده است که با کلمات دیگر متفاوت است. این حروف با این شکل خود کلمه "دیوار" را ترسیم کرده اند.
صورت شفاهی: حالا وقتی با زبان خود می گویید "دیوار" این صوتی که از شما صادر شد صوتی است متفاوت با اصوات دیگر. این صورت شفاهی کلمه "دیوار" است که شما تلفظ می کنید و دیگران می شنوند.
صورت ذهنی: شما علاوه بر اینکه دیوار منزل خودتان و مدرسه و دانشگاهتان را می شناسید و در خاطر دارید، می توانید بدون در نظر اوردن آنها در ذهنتان یک دیوار ترسیم کنید. یک دیوار یعنی مطلق دیوار. همین الان یک خیابانی را تصور کنید که دیوار در وسط آن قرار دارد بدون هیچ خصوصیت خاص. این صورت ذهنی دیوار است.
صورت عینی: صورت عینی هم یعنی همان دیواری که در خارج موجود است. صورت حقیقی و خارجی هر چیز صورت عینی آن است.
حالا برمی گردیم به اصل بحث. برخی فکر می کنند اسم اعظم خدای متعال یک کلمه است مثل "الله" . که مثلا اگر من بدان اسم اعظم خدا الله است یا مثلا رحمان است و آنگاه هر حاجتی داشتم یک بار بگویم "یاالله" یا "یارحمان" بلافاصله حاجت من روا خواهد شد!
در واقع فکر می کنند در میان هزارویک اسم از اسماء الحسنی خدای متعال، یکی از اینها اسم اعظم است که معلوم نیست کدام است و اگر ما بتوانیم بفهمیم کدام است دیگر هیچ مشکلی نداریم و همه دعاهایمان به راحتی مستجاب خواهد شد!
اما عبارتی که ما بیان کردم معنایش این است که اسم اعظم اصلا صورت کتبی ندارد بلکه یک حقیقتی است که با اطاعت مطلق و احتراز از معصیت و نافرمانی می توان به ان رسید.
چه زیبا سروده است خواجه شیراز:
گر انگـشـت سـلیمانی نـباشد / چـه خاصیت دهد نقـش نـگینی
