
الان از مسجد جمکران برگشتم. یک مادر و دختری تو حیاط مسجد اومدند نزدیک و ازم استخاره خواستند. سه تا اخلاص خوندم و سه تا صلوات فرستادم و قرآن رو باز کردم. بد اومد. گفتند حاج آقا بی زحمت یکی دیگه! یه بار دیگه باز کردم، بازم بد اومد.
مادر: حاج آقا یک سوالی هم ازتون داشتم. این دو تا استخاره برای ازدواج همین دخترم بود. یک پسری از بچه های محل اومده خواستگاریش اما 17 سال بیشتر نداره من راضی نیستم اما دخترم خیلی دوسش داره. از طرفی رفته بودیم یک جشن عروسی، برادر همین پسره دخترمو دیده و خوشش اومده، اونم اومده خواستگاری، من به اون راضیم!
من: این برادره چند سالشه؟
- 28 سال
- دختر شما چند سالشه؟
- 15... !
- این پسره میدونه برادرش هم دختر شما رو میخواد؟
- آره میدونه، اتفاقا سر دختر من با هم دعوا دارند!
- خب یکی 17 سالشه که فقط دو سال از دختر شما بزرگتره، اون یکی هم 28 سالشه و 13 سال بزرگتره. شما چطور می خواهید دخترتون رو بدید به اینا.
- آخه این بزگتره خیلی پسر خوبیه. امتحانش هم کردیم، الحمدلله از امتحان سربلند بیرون اومده!
- امتحان؟! چه امتحانی؟
- آره یک دختری رو با آرایش آنچنانی فرستادیم تو مغازه ش. اما اون اصلا بهش توجهی نکرد؟
- عجب! حالا دخترتون نظرش چیه؟
- براش فرقی نمی کنه! میگه هرکدوم باشه من ازدواج می کنم!
- خانم محترم! نظر من نسبت به ازدواج دختر شما تو این سن و سال مثبت نیست. یک چند سالی صبر کنید تا دخترتون بزرگتر باشه و درک صحیحی از ازدواج و تشکیل خانواده پیدا کنه.
هر دو تاشون ول کن من نبودند و هی اصرار می کردند که حاج آقا اشکالش چیه و ... !
برای اینکه هم ناراحت نشوند و هم زودتر برم به کارم برسم، گفتم بهتره برید با یک روحانی خبره و مشاور ازدواج و اینها مشورت کنید. منو ببخشید بیشتر از این نمیتونم راهنمایی کنم.
.........................................................................
سوره نور آیه 26 : زنان ناپاک لایق مردان ناپاک هستند و مردان ناپاک نیز لایق زنان ناپاک و زنان پاکدامن شایسته مردان پاکدامن و مردان پاکدامن نیز شایسته زنان پاکدامن هستند، آنها از آنچه (تهمت زنا) در بارهشان مىگویند برکنارند. براى آنها آمرزش و رزقى کریمانه خواهد بود. (26)
